تبلیغات
وبلاگ بچه های om23
قالب وبلاگ

وبلاگ بچه های om23
بچه (های؟!) اپتومتری ورودی 89 دانشگاه ایران،فارغ التحصیلان n + 93 دانشگاه تهران... 
ما ایناییم.......

یاحق

ما بچه های بینایی ورودی89 ایم!!!!

همونایی که از راه نرسیده بهشون وصله های مختلف چسبوندن!همونایی که سعی کردن نادیده بگیرنشون...بهشون گفتن "شما لیاقت این رشته رو ندارید"....گفتن خیلی بچه اید و به درد دبیرستان میخورید نه دانشگاه!!!!

اون موقع پیش خودمون گفتیم این دانشگاهی که میگن چقدر خارق العاده است!که ما به دردش نمیخوریم....ولی بعد دیدیم آش دهن سوزی هم نبود....دبیرستان ما با اینکه ما تقریبا" یک استان محروم بودیم از همه نظر از اینجا سر بود...اعضای هیئت علمی اینجا رو میتونی با انگشتای دستت نشون بدی(بعبارت بهتر،انگشت شمارند!)...حتی سالن آناتومی اینجا یک اسکلت تنه درست حسابی هم نداره!!!

شاید سمبله...سمبل یک شهید از جان گذشته که هزارو یک ترکش و خمپاره خورده و چیزی ازش نمونده،به هر حال کشور ما شهید پروره(فهمیدید سر مجسمه آریوبرزن چه بلایی اومد؟؟)

از کجا رسیدم به کجا.........

اولین کلاسمون زبان پیش دانشگاهی 1 بود!اینجوری شروع شد:

استاد:خوب بچه ها !چقدر زبان بلدید؟!

آقای رسولی:هیچی استاد!در حد الفبا....

بچه ها:نچچچچچچچچچچ!

استاد: نه بابا!شما بچه های خوبی هستین!

خوب شروع میکنیم:حال ساده....

آقای رسولی:برای بیان وقایع عادی و طبیعی جهان به کار میرود....

استاد:هااااااان.دیدید بلدید...

خوب اون روز خیلی ناراحت شدم...زبان دانشگاه این بود؟؟؟؟؟

بگذریم...

.

.

.

.

.

آخرین کلاس:

تهیه کننده و کارگردان:دکتر بهنوش(فکر کنم ها!!)وثاقی!!!

بازیگران یا بعبارتی بازیگر:کارشناس آینده،خانم فاطمه (شیدا) نوری!!!

شرحی ندارم که بگم...از خانم نوری بپرسید....

یکسال گذشت.....

نمیدونم تونستیم ثابت کنیم که لیاقت ما خیلی بیشتر از این حرفاس یا نه...

همه در حقمون نامردی کردن....خدایی حالا که فقط خودمونیم ما از کدوم دوره بدتر بودیم؟!بد تر از اون دوره هایی بودیم که پسراشون جلو استاد درس اختصاصی هندزفری تو گوششون میذاشتن؟!حالا دختراشون به کنار.یا کسایی که کلاسو فقط به مسخره بازی میگرفتن؟!جالبه که اساتید محترم با اون دانشجو ها میگفتن و میخندیدن اون وقت به ما که رسید آسمون تپید......

:"شما یک مشت جوجه دبیرستانی هستید"

و من امروز توی سکوت نوشته ام فریاد میزنم که:

"جوجه ها رو آخر پاییز میشمرن" .......

قبول دارم خیلی جاها اشتباه کردیم...نمیخوام خودمون رو توجیه کنم

ولی آخه استاد من،عزیز من ،سرور من ،شما  که از من یک نمره ناقابل!به خاطر سر وصدا کم میکنید،انضباط خودتونو چند میدید؟!

میدونید چیه؟!فکر کنم باید فامیلتون رو عوض کنید...شباهت بی اندازه ای به ستاره سهیل دارید!!!فامیل سهیلی خیلی برازنده ی شماست....کجای دنیا درس 2 واحدی رو توی 3 جلسه سرو تهشو به هم میرسونن؟!

حالا بقیه نمیدونن من که میدونم نور چشم حاج آقایید...

حالا اینورو نگاه کن:

به استاد میگیم:بچه ها نیومدن،چون کلاس یک و نیم برگزار میشه...بهشون بر میخوره و حالا ببین که چه ها نکنم...

آخه قربون خاک پای جواهر آساتون بشم،توی کل ترم ،مرگ من، بغل کامپیوتر واسه خودت چی میگفتید که هیچ کس نفهمید؟!

اصلا بی خیال همه اینا...

آناتومی چشم،با هزار منت و ... باید به زور تو 7 جلسه تدریس بشه؟!

اونم چه جوری...

با استاد صافی توی کلاس 103!!!

درنتیجه:آناتومی چشم=قار قار کلاغ های حیاط دانشکده!!!

یکسری کلاسهام که همون بهتر که فقط سرشون تخمه میخوردیم...

یکسری از کلاس هام که اصلا نفهمیدم چی بودن...خدا نور به قبر کسی بباره که خدمات پیام کوتاه رو اختراع کرد...بهترین راه فرار از دست اساتیدیه که 2 تا گوش مفت گیر میارن.(البته من بلد بودم.کسی نمیفهمید که بعد تصمیم بگیره منو بندازه!!!!)

حالا حاج آقا با همه این تفاسیر بازم بگید که :ورودی 89 لیاقت نداره.......

اصلا خودتون حاج آقا،کدوم دوره اینقدر براتون تلاش کردن که ما تلاش کردیم؟!نه این تن بمیره راستشو بگید!

اصلا شاید اشتباه از من باشه....شاید مفهوم کلمه "لیاقت" رو اشتباه به ماها فهموندن...

آقای دکتر میشه واسه من "لیاقت" رو توضیح بدید؟

نمرشو من بهتون میدم...هرجوری که دلم بخواد...ممکنه جواب اشتباه بدید و نمره کامل بگیرید ممکنه جواب درست بدید و هیچ نمره ای نگیرید...

عین نمره دادن خودتون...همین الان بگم که اعتراضی هم وارد نیست.

فکر کنم از همبن الان تصمیم بگیرم که بهتون چه نمره ای بدم!13 دوست دارید؟!

راستی دکتر فکر کنم دکترا گرفتید.ولی تاریخچه پاس نکردید!!!همون اوایل خوندیم که یکی از دلایل رکود علم،خست علمی علما بوده.

جواب منو نمیدید،جواب اون ترم 8 ایه فلک زده رو بدید که دو روز دیگه داره میره توی جامعه و لقب اپتومترست رو به دوش میکشه.....اون ترم 8ی هم به کنار،جواب دکتر ها رو بدید....

هرچند،من کجا و شما کجا...ان شاء الله که خسروان صلاح مملکت خویش را بدانند...

حالا میرسیم به خودمون...

همون هیچی نگم بهتره....

شاید مجبور بشم اعتراف کنم که:"جوجه ایم"!!!!!!!!!!!!

اینجوری بگم:

روز اول 30 نفربودیم...ولی با این وضعیت نمیدونم 3 سال دیگه چند نفر با همدیگه جشن فارغ التحصیلی میگیرن...

بعضی هامون به جز اسامی که خونواده هامون واسمون انتخاب کردن،اسم های دیگه ای هم داریم که خودمون نمیدونیم!!!

بعضی هامون به ظاهر!!!حتی انگار همدیگه رو نمیشناسیم...

دیگه خسته شدم....

هیچکس نظر دیگه ای نداره؟!

 

 


[ یکشنبه 20 شهریور 1390 ] [ ساعت 12 و 15 دقیقه و 59 ثانیه ] [ صبا ربیعی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


Optometry is a health care profession concerned with eyes and related structures, as well as vision, visual systems, and .etc

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب